نوشته: مریم نیک قدمی
خدا واژه ی غریبی است، اخیرا نامش را بر زبانها نشنیدم جز در جایگاه قسم های دروغین و یا موااقع سختی و درد و رنج، البته آن هم بعد از قطع امید از همه جا غیر او.آنقدر سرمان شلوغ است که فرصت یادآوری او را نداریم، اگربیکار هم باشیم باز نیز به گمان خود سرگرمی های جذابتر از او داریم.می خواهیم با همین عقل به قول خودمان کل اثباتش کنیم، غافل از اینکه قضیه ریاضی یا منطق نیست که بتوانیم با استدلال و مقدمات به نتیجه اش برسیم.اما میشود خدا را شناخت و حتی دید و به او نزدیک شد.
می توان خدا را در تک تک ذرات رس دید، در c-spacingرس ها، در ورقه های تترا و اکتا هدرال رس......بله میشود خدا را در خاک دید و شناخت.میتوان خدا را در رایزوسفیر شناخت دقیقا در مکانی که عناصر غذایی برای گیاه فراهم است.این چه خدایی است؟ واقعا چه خدایی است که نه تنها روزی بندگانش را فراهم میکند بلکه برای تک تک گیاهان و موجودات این کار را انجام میدهد.میتوان خدا را در جنین بذر ها جنین حیوان و جنین انسان دید.در رویش برگ ها، در نور آفتاب در آمد وشد شب و روزو در مرز دریاهای بی کرانی که قطره ای از انها باهم ترکیب نمیشوند
برچسب:
نویسنده: یلدا رفیعی
تاريخ: سه
شنبه
3 اسفند
1395 ساعت: 17:23